چه بسیار خنده دار در مورد پایان جهان است ؟

من flirted با گیاهخواری راه شما ممکن است با ایمان بر آشفته حال پرواز است. من ساخته شده قطعنامه های سال جدید; من پیوست سفارش پستی باقلا باشگاه. کاهش به خوردن گوشت ممکن است به نظر می رسد مانند یک امتناع اما از آن است که در واقع یک باور است. و در حالی که قصد Deb Olin Unferth به بدین تازه وارد شدن او, جدید, رمان, انبار 8, هنوز هم احساس می کند مانند شروع یک جاده به دمشق.

انبار 8 توسط Deb Olin UnferthGraywolf Press, 256,,, صفحات, $16.00

انبار 8 آغاز می شود با شکلات روح از دست رفته که باعث می شود یک ضربه نوجوان انتخاب و upends کل زندگی خود را. “نه آن بود و نه تنها اشتباه بود اما قطعا بزرگترین همانطور که دیگران بزرگ را دوست دارد, ایده های بزرگ و یا تراژدی بزرگ است که رخ دادن آنها” Unferth می نویسد. من اجتناب از اسپویلر فقط می دانم که جنی به پایان می رسد تا در آیووا و سپس به پایان می رسد تا یک حسابرس برای صنعت تخم مرغ و سپس به پایان می رسد تا یک فعال رادیکال با چیزهایی که او شاهد: پرندگان لت و پار توسط ماشین آلات مقادیر بی پایان از مدفوع این رفتار غیر انسانی از آن همه است.

رمان احساس تحقیق اما نه دقیق. من یاد گرفتم که مرغ در حال دفع به وضع حدود 30 تخم مرغ های پرورشی مرغ ارائه 270. به عنوان کلیولند Janey اصلی همکار توضیح می دهد که برای او/ما: “دانشمندان آمریکایی در دهه 1930 نمیفهمد که نور چگونه مرغ را به بدن می داند که به غیر روحانی. طولانی نور به معنی بهار و تخمگذار. نور کمتری به معنی زمستان و استراحت. بیشتر نور بیشتر تخمگذار.”

Unferth قصد ندارد به ناخالص ما اما کتاب او به نظر نمی آید دور از تجاری و کشاورزی و تلاش برای انطباق با طبیعت برای بازار است. شما می توانید ببینید که چرا جنی و کلیولند خواهد داد و بیداد کردن یک گروه از فعالان همه چاشنی نفوذی از این صنعت به تلاش مضحک عمل رهایی بخش هزاران نفر بر هزار نفر از جوجه ها از یک خاص ،

تجارب خود را در انبارهای حال تقویت اعتقادات خود. آنها می خواهم به صرف دوازده ساعت در روز را با قرار دادن نوزاد-نرم منقار جوجه ها به آهن, گیوتین سوزاننده خاموش, راهنمایی, در حالی که جوجه ها تلاش و چهره خود را دودی. مرغ. کمی شیرین پاف. جامد ماجراجویی صرفه جویی در آنها را که نمی خواهید به بخشی از آن ؟ که نمی کند ؟ زمان آمده بود به می گویند نه بیشتر.

ما صرف مقدار زیادی از زمان با Janey. او به خوبی کشیده شده اگر نویسنده متکی کمی بیش از حد به شدت در یک دستگاه که در آن شخصیت تصور جایگزین, خود, زندگی با توجه به مسیرهای گرفته شده است. اما هنگامی که دزدی طرح در ضربات و ما با تمام رژه از حسن نیت kooks, که انبار 8 می آید زنده است. Counterintuitive شاید اما جست و خیز نشان می دهد که چگونه جدی این کتاب است.

است که نشان می دهد این رمان یک فروشگاه از وحشت و یا یک sanctimonious سخنرانی. وجود شادی در اینجا در هیچ بخش کوچکی به دلیل Unferth این جملات که عضلانی و موسیقی و اعتماد به نفس. فراتر از انبار 8‘s نگرانی های سیاسی است که یک علاقه در زندگی خود معجزه هستی اعم از انسان و یا در غیر این صورت. اعتراف میکنم که من نورد چشمان من زمانی که نویسنده وارد آگاهی از یکی از مرغ:

مرغ به تنهایی قدم زدن دور از هشت بلندی دستگاه مبارک سبز مزرعه خانواده. اولین قدم در خاک, نه سیم. که در آن او بود مادر ؟ تنها کمی بیش از یک سال و پیر یتیم از تخم مرغ ، چه کسی می دانست که او فکر او بود (چرا جوجه عبور جاده؟) یا اینکه جوجه “فکر می کنم” در مورد چنین چیزهایی به عنوان مقصد (البته آنها—کاملا به روشی که ما انجام می دهیم اما نزدیک به اندازه کافی). شما تا به حال به ریشه ،

اعتراف میکنم هم این است که برخی از رمان gutsiest مسائل است. من sidestepping یکی دیگر از اسپویلر اما حتی اگر شما فکر می کنم این احمقانه با آن چوب. نویسنده است که با داشتن سرگرم کننده اما نه شوخی (تمایز مهم) و رمان نتیجه های ایجاد شده در پاساژ و بالاتر در راه است که بسیار قابل توجه است.

برای کسانی که بر این باورند در رهایی حیوانات, سوال این است که سیاسی نیست اما اخلاقی; خود من مردد در مورد مصرف گوشت ممکن است غیر قابل تصور به آنها. من انتظار داشتم (خوب, هراس) یک رمان است که به سادگی به صدای به این اعتقاد که فریاد زد و یک دیوار. اما Unferth است که نوشتن در ایمان خوب است و او همچنین صحبت کردن در مورد چیزی بزرگتر. او قادر به راهنمای نگران کننده احساس است که بر زندگی مدرن یک احساس است که بسیار وابسته به میلیاردها حیوانات خوردن ما هر سال است.

فکر می کنم بالا می رود جوامع دردار تمام مکان هایی که شما یک حرکت یا کشش ناگهانی از وجودی ترس. آمازون حمل و نقل امکانات در حال مرگ superstores از زندانها و بازداشتگاه ها خوک و مزارع تمام جعبه هایی که محصولات و مردم و حیوانات LeCorbusian چشم انداز یک دامن و یا از طریق جلوگیری می کند. فکر می کنم از جعبه کوچکتر است که ما مطبوعات چهره های ما را به فکر می کنم از همه کوچک دیجیتال جعبه ما تماس با ما انگشت به سیگنال داد, شور, فراست, نوستالژی, دشمنی, کل از ذهن ما است.

این قطعه باعث می شود انبار 8 صدای آمرانه اما می دانم که آن نیز بسیار خنده دار است. فعالان هر دو به خوبی معنا و آزار دهنده طرح آنها برای نجات تخم مرغ هر دو را تحت فکر کردن و کاملا پوچ است. این یک بیت از یک امداد به خنده. آنابل یکی از فعالان توضیح می دهد:

انسان نمی داوطلب به چیزی جز از بین ببرد. آنها را مجبور. و هیچ کس می تواند آنها را به انجام آن—و نه دیگر حیوانات حتی طبیعت. اما هیچ کس نمی خواهد که به. آنها آن را انجام دهد خود را. و آن لحظه ای که آنها بروید ؟ از آن خواهد شد یک فرصت است.

در حالی که من نمی خواهم به فاش کردن انبار 8‘در پایان این قسمت به شما می دهد یک حس آن. انسان باید فقط در مورد به پایان رسید کار سخت از بین بردن خودمان است و ما در حال دیدن بیشتر و بیشتر هنر است که موافقان این واقعیت است. این رمان که با یک حیله گر پوزخند. ما ممکن است غمگین درباره پایان بشریت اما جوجه ها احتمالا برطرف شده است.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>