توخالی سیاست مینیمالیسم

در سال 2009 جاشوا زمینه Millburn و رایان نیقودیموس شد دوستان دوران کودکی زندگی در اوهایو و در حال کار سخت به سمت دستیابی به رویای آمریکایی است. آنها به مشاغل شرکت های بزرگ ساخت شش چهره حومه خانه و بسیاری از مسائل است. اما نبود آن همه کامل: آنها همچنین تلاش بدهی اعتیاد و خستگی. در پاییز آن سال Millburn فوت مادر و ازدواج او به هم ریخت. او شروع به درک کنند که او ناراضی بود و ناسالم. “من در زندگی رویای” او بعدها نوشت. “من در زندگی یک دروغ است.”

اشتیاق برای کمتر: زندگی با مینیمالیسم توسط Kyle Chayka ماشین, 272,,, صفحات, $27.00

پیمایش از طریق توییتر یک روز او کشف یک ویدیو توسط فردی به نام Colin رایت که متعلق به تعداد بسیار کمی از اموال سفر پر بار و به نام خود مینیمالیستی. Millburn شد به فکر جذب و شروع به کار برای ساده کردن زندگی خود را. او استخدام نیقودیموس که تا به حال شده احساس مشابه نارضایتی به علت. در پایان سال 2010 دوبله خود را “Minimalists” این جفت ارز راه اندازی یک وبلاگ در مورد سفر خود را. سال آینده آنها را ترک شغل خود را و خود-انتشار اولین کتاب خود را. وبلاگ نویسی و زبان رویدادهای آورده رسانه ها ظاهر و جامع پیام اجتناب ماتریالیسم در جهت پیدا کردن آزادی به دست آورد پیروان جدید. در حالی که در روزهای اولیه آنها شده اند خوش شانس برای دریافت 50 نفر در یک رویداد 2017 آنها می تواند در قرعه کشی 500.

Millburn و نیقودیموس تماس خود را به minimalists اما آنها قطعی مقاله; آنها بخشی از یک روند است که به جاروب ایالات متحده در طول دهه گذشته است. قبل از این دو را تبدیل مردم مانند رایت و جاشوا بکر یک کشیش سابق بودند و در حال حاضر chronicling آنلاین ماجراهای خود را در زندگی با کمتر. ژاپن مهمترین decluttering متخصص ماری کوندو فرود در ایالات متحده در سال 2014 با زبان انگلیسی-زبان نسخه از کتاب او زندگی-تغییر سحر و جادو از اهدافاست که به فروش میلیون ها نسخه و صرف بیش از یک سال در نیویورک تایمز لیست پرفروش. KonMari (به عنوان روش نامیده می شود) شیدایی که دستور پیروان به نگه داشتن تنها کسانی که در مورد که “جرقه شادی” به ارتفاعات جدید در سال 2019 با انتشار یک Netflix واقعیت تلویزیون نشان می دهد تا اهداف خود را با ماری کوندوکه غیرمنتظره فروشگاه های صرفه جویی با کمک های مالی.

آزادسازي امروز نه تنها یک فرایند; آن را به یک شیوه زندگی است که می آید با خود زیبایی—مینیمالیسم به عنوان بصری برند. آن را دقیق فریم از اشیاء است که نشان دهنده شما و در نتیجه موضوع: دیوارهای سفید و تنها لامپ و جلا چوب مبلمان و دقت قرار می گیرد بهار سبز. این طراحی از آی فون خود را به عنوان به خوبی به عنوان بسیاری از عکس های شما از طریق حرکت (در برنامه های مثل Instagram و پینترست) در حالی که با استفاده از آن. مینیمالیسم است خانه های کوچک کف به سقف شیشه ای آپارتمانهای و هموژن صنعتی-دکوراسیون شیک کافی شاپ و فضاهای کار است که اجازه می دهد تا کارگران یقه سفید به سفر بین شهرها و کشورها بدون احساس به عنوان اگر آنها رفته ام در هر نقطه و در همه. به گزارش وب سایت, Apartment Therapy, مینیمالیسم آنقدر گسترده است که وجود دارد حداقل شش رشته مجزا از آن از تجربی به آگاهی و بیشتر.

چگونه ایالات متحده یک ملت که عقیده است که مصرف آن به طور متوسط خانوار صاحب 300,000 موارد که در آن بزرگتر است فرض شود بهتر آمده را در آغوش ضد مصرف austerely مدل دهید روند و یکی از با همین نام به عنوان یک 1960 هنر ، و یا به عنوان روزنامه نگار Kyle Chayka آن را در کتاب جدید خود اشتیاق برای کمتر: “چگونه بعید آوانگارد پدیده تبدیل generic لوکس سبک 2010s هر دو زیبایی کالا و زاهدانه فلسفه در همان زمان؟” کتاب نیست و به طور کامل پاسخ این سوال نه نشانی از آن تلاش برای حضور قطعی تاریخ است. به جای Chayka می خواهد “به کشف یک مینیمالیسم از ایده” ردیابی فکر می کردم که کمتر می تواند بیشتر از طریق حرکات و لحظات در, هنر و معماری, صدا, و موسیقی و فلسفه است. مینیمالیسم او می یابد نه در مورد گرفتن سازمان یافته به منظور به دست آوردن مجدد کنترل (یا توهم آن); آن را مورد کاوش هنری و وجودی امکانات کاهش.


“مینیمالیسم” در حال حاضر پذیرفته شده تاریخی مدت و یک عامل اصلی در هر موزه گفتن داستان از هنر مدرن اما هنرمندان به آنها کلمه استفاده شد هرگز آن را دوست داشت. در شهر نیویورک در دهه 1960 دونالد جاد دن فلاوین رابرت موریس و دیگران آغاز شد نمایش آثار است که به نظر نمی آید مانند آنچه که پذیرفته شده به عنوان هنر. در مقایسه با gestural brushstrokes از اکسپرسیونیسم انتزاعی یا مراقبه نشانه از رنگ زمینه نقاشی—دو غالب سبک دهه قبل—این هنرمندان ارائه, ساده, انفرادی, اغلب اشیاء هندسی که به نظر می رسید حاوی هیچ نماد یا نقاط مرجع. آیا فلاوین را فلورسنت و یا لامپ موریس رنگ تخته سنگ ها و اشکال این کار به نظر نمی رسد برای نشان دادن چیزی فراتر از خود.

در سال 1965 جاد نوشت: مقاله در دفاع از این کیفیت. “لازم نیست برای یک کار به یک مقدار زیادی از چیزهایی که برای نگاه به مقایسه به تجزیه و تحلیل یک به یک به تامل” او ارائه شده است. “چیزی که به عنوان یک کل کیفیت آن به عنوان یک کل است, آنچه جالب توجه است.” او با اشاره به شيوع مواد غیر معمول به خصوص صنعتی آنهایی که یادآور مدرن, معماری, مانند فلزات او را مستقل جعبه و دیواری انباشته مستطیل که برای او خواهد بود شناخته شده است. جاد شناسایی این “خاص اشیاء” به عنوان نه نقاشی و مجسمه سازی و در نتیجه به صورت رایگان از انجمن ها و محدودیت های آن رسانه. در سبک جدید “یک کار را می توان به عنوان قدرتمند به عنوان می توان آن را تصور می شود,” او نوشت.

در ابتدا تماشاچیان نمی دانم چه چیزی برای انجام با این اشیاء. منتقدان شکایت کرده و آنها را به نام های مختلف نام های: “ABC هنر” “ادبی هنری” و حتی “خسته کننده هنر است.” اصطلاح “مینیمالیسم” در نهایت به وجود آمد از یک سال 1965 مقاله توسط فیلسوف بریتانیایی ریچارد Wollheim با عنوان “حداقل هنر” که در آن او در نظر گرفته ارزش از انواع مختلف از کار با “حداقل محتوای هنری.” تا حدودی جالب اینجاست که با توجه به این که برچسب چسبیده به آنها را برای بقیه عمر خود را در مشاغل Wollheim نبود در واقع نوشتن در مورد جاد و معاصران خود.

آن عهد به اثر مینیمالیستی هنر است که آن را هنوز هم می تواند در قرعه کشی و رسوا بینندگان امروز. موزه هنر مدرن در حال شرط بندی بر این با بزرگ جاد گذشته نگر در این بهار. این تصویر تبلیغاتی برای نمایشگاه نشان می دهد untitled کار از سال 1991 ساخته شده است که از ده ها تن از گسسته کابلهای آلومینیومی مستطیل انباشته و پیچ و مهره ای با هم برای ایجاد یک واحد بزرگ واحد—تقریبا مثل یک انتزاعی کمد یا قفسه کتاب. چه چیزی را از چنین یک شی نشستن بر روی زمین از یک دیواره گالری ؟ به چه معنی است ؟ هدف این است که برای بینندگان به تجربه و تعامل با کار به عنوان آن را به نظر می رسد و به سادگی اجازه می دهد آن را به تولید احساسات و اولویت احساس بیش از تفسیر است. تشکیل می شود از مطالب. مینیمالیسم “تلاش می کند تا ما را به درک که حس زیبایی هنری بشریت ساخته شده است تا بیش از هزار سال … نیز مصنوعی ایجاد” Chayka می نویسد. از آن نیاز به “یک تعریف جدید از زیبایی است که در مراکز اساسی معجزه از ما لحظه-به-لحظه برخورد با واقعیت ما حس حال خود را.” اگر چه اغلب به نظر می رسد براق و براق این کار ارائه نمی دهد مرتب frictionlessness از مقایسه به پایین صفحه اصلی. اغلب دشوار و نگران کننده آن در نظر گرفته شده است به عنوان یک رویارویی است.


خود را در آغوش صنعتی مواد Minimalists شد طراحی مدرن معماری اگر چه با هدف های مختلف در ذهن است. در حالی که هنرمندان تلاش شد برای خالی کردن هنر از آن تصورات از پیش پنداشته و نیاز خود را به صورت ذاتی به معنی معماران بودند تلاش برای آرمانی قول: ایده که تولید انبوه و استاندارد می تواند کمک در مورد یک جامعه بهتر و یا چه Chayka تماس “یک چشم انداز امن تر و تمیز کننده جهان وطنی برابری برای همه کسانی که ساکنان آن معماری است.” ابتدا در اوایل قرن بیستم و معماران در سراسر اروپا آغاز شده و در حال دور شدن از غالب اغلب مزین سبک در این زمینه نسبت به متوسط کارآمد شیشه ای-و-سازه های فولادی شکل خود را تابع. “ساختن چیزهای ساده تر و blanker ریخته شد به عنوان یک شکل از پیشرفت” Chayka می نویسد. رهبران در این عرصه بودند لوکوربوزیه, Ludwig Mies van der Rohe و Walter Gropius که تاسیس باوهاوس در آلمان در سال 1919. دانشکده هنر و طراحی و معماری باوهاوس موعظه فلسفه از مجموع زیبایی سنتز نهایی مدرن ایده آل است.

امروز این روند در معماری شناخته شده است به عنوان “سبک بین المللی”—یک اصطلاح ابداع شده توسط خود آمریکایی متصدی و معمار فیلیپ جانسون. جانسون دوستان با آلفرد بر جونیور مدیر موسس MoMA و پیوست آن بخش معماری به زودی پس از این موسسه افتتاح شد در سال 1929. چند سال بعد او سرپرستی یک نمایشگاه وجود دارد که نمایش جدید در سبک مدرن و در سال 1947 او را به سازماندهی یک مطالعه گذشته نگر از van der Rohe ، دومی شامل یک مدل در حال پیشرفت خانه که شامل نازک شیشه ای, مستطیل, ساندویچ بین دو سفید اسلب از رنگ بتن. جانسون بود تا با الهام از ساختار غیر متعارف که او پاره پاره آن را خاموش و خود او ساخته شده.

افزایش در جنگل کانکتیکات در سال 1949 (قبل از اتمام van der Rohe شبیه پروژه) شیشه خانه محل سکونت اصلی با کف به سقف پنجره. این مسلما به عنوان حداقل به عنوان یک ساختمان را می توان با دیوارهای خارجی ساخته شده به طور کامل از مجموعه ای شیشه ای به یک بی پیرایه قاب فولادی. در داخل مبلمان و اشیاء پراکنده هستند و هیچ دیوار تنها “مناطق” به عنوان Chayka تماس آنها تعیین شده برای توابع مختلف است. در ابتدا آن را حتی نمی باید پرده. این خانه کوچک که یک فانوس دریایی از وضوح و شفافیت—یک نوع افلاطونی ایده آل برای موجود در هماهنگی با محیط اطراف خود است. جانسون (همراه با شریک زندگی خود را) در آنجا زندگی می کردند تا زمانی که مرگ او در سال 2005 میزبانی هنرمندان و اجرای برنامه ها و تنفس در طبیعت پر انداز اطراف او.

برای Minimalists با آنها مقابله و هنر و جانسون با شیشه خانه stripped-down زیبایی تا حدی بود که مورد جعل یک معتبر تر برخورد بین خود و جهان است. اما در زیر سطوح صاف مشکلات وجود دارد. چون جانسون اولویت نگاه از محل بیش از هر چیز دیگری این ساختمان به مسائل ساختاری از جمله سقف چکه کن و فقدان دریچه های هوا که منجر به تراکم-پوشش دیوار. شب اول که او خواب او روشن چراغ تنها برای پیدا کردن که آنها منعکس کردن دیوار و بازگشت خود را انعکاس به جای نشان دادن او را در چشم انداز او می خواست برای دیدن (او حل این با نصب چراغ های در فضای باز). این خانه شیشه ای به نظر می رسد باز و بدون عارضه است اما در واقع استادانه تلخ. نیاز به حفظ نظافت بصری آن محدود نوع زندگی است که می تواند زندگی می کردند در داخل آن است.

بیشتر چه جانسون در زمان به طور گسترده ای از مواد در دسترس و با استفاده از آنها را برای ساخت یک خانه است که به خوبی از دسترس برای بسیاری از مردم است. “این یک خانه ساخته شده و توسط یک فرد مجرد نشان دادن یک نوع megalomaniacal possessiveness,” Chayka می نویسد. به جای چیزی تخیلی معمار ساخته شده یک شی میل, چیزی سرد و نخبه گرا. مینیمالیستی هنرمندان کار چند دهه بعد ناخواسته خودشان را در همان وضعیت است.

در حالی که جاد را براق جعبه و فرانک استلا راه راه تک رنگ سیاه و سفید نقاشی شروع به repudiations سنتی تعاریف از هنر آنها به سرعت تبدیل شد داغ بعدی چیزی در این زمینه است. جمع می خواستم برای خرید کار و گالری های تکامل یافته برای صفحه نمایش بهتر آن استقبال “معماری blankness” در Chayka کلمات با تبدیل شدن به تکه های سفید. در همان زمان مینیمالیسم ریخته به طراحی داخلی در بخشی با تشکر از پنج داستان سابق سوهو کارخانه که جاد خریداری کرده بود و تبدیل به استودیوی خود و خانه. در 101 بهار خیابان بی پیرایه و در عین حال زیبا مبلمان cohabitated با تلخ آثار این هنرمند و همه دوستان برجسته بزرگ ردیف ویندوز. “این دیدگاه را در سراسر اتاق خواب که طول می کشد تا فضای بیشتری از تخت با الهام از یک هزار ساکن شاخه های عکس” Chayka می نویسد.

نیم قرن بعد ما نگه داشته ام زیبایی شناسی اما jettisoned ایده هایی که آنها را راندند. مینیمالیسم شده است کاهش می یابد به یک aspirational سبک—اندازه گیری از طعم و مزه و فرصتی برای اعلام خود پیچیده است. خرید و داشتن کمتر شما می توانید نشان می دهد که شما و چیزهایی که شما خود را به ارزش بیشتر است. اگر مینیمالیستی هنر بود از درجه اعتبار ساقط و سپس از لحاظ تئوری هر چیزی می تواند در عجله برای پر کردن آن. جنبش اساسی “پوچی کمک کرده و آن را اسلاید در طول این مسیر به کالایی,” Chayka می نویسد. “این می تواند هر آنچه شما می خواستم به آن باشد” و آن را به راحتی تکرار.

این Minimalists که عمدتا مردان سفید بر این باور است که با از بین بردن هر گونه اثری از آنها در دست خود آنها می تواند ایجاد و کار در عرصه غیرشخصی بی طرفی—فانتزی است که اغلب به پایان رسید تا به عنوان یک عیب پوشی از خود را تحت تاثیر قرار. ساختمان چیزی بر پایه نیستی خود را یک ایده قدیمی و برجسته در ذن بودیسم است که جاد مورد بررسی قرار گرفت. و در حالی که مینیمالیستی آثار بودند عاری از آشکار محتوای آنها هنوز هم تا به حال ماده: مواد از آنها ساخته شد و شکل گرفت. به دنبال انتقادی در بسیاری از آنها نشان می دهد ارزش های محافظه کار پنهان در چشم ساده به عنوان آنا Chave فرض می در سال 1990 مقاله “مینیمالیسم و حرف از قدرت.” برای مثال او می بیند در ریچارد سرا را ایجاد درشت فلزی فرم “مراسم از صنعتی زاده که صرفا آسانسور تلفن به فرمان کارگران به شکل تن فولاد با توجه به مشخصات”; بسیاری از فلاوین نور لامپ به سادگی جنس نر. Chave شناسایی دو رایج ترین ویژگی های مینیمالیستی هنر به عنوان “unfeelingness و یک را به کنترل یا تسلط.”

در واقع ادعا blankness مینیمالیسم می تواند در خدمت به عنوان یک نما که پنهان اخلال واقعیت است. حادثه ای است که Chayka نیست بحث در کتاب خود نشان می دهد این در راه است. در سال 1985 کوبا هنرمند آمریکایی آنا مندیتا سقوط کرد و به مرگ او از سی و چهارم-طبقه آپارتمان در روستای گرینویچ است که او با شوهرش, مینیمالیستی مجسمه کارل آندره که بهترین و شناخته شده برای تنظیم آجر و صفحات فلزی بر روی زمین است. مدت کوتاهی قبل از دربان شنیده ام یک زن فریاد می زد “نه!” چندین بار. Andre که خراش روی بینی و ساعد گفت: اپراتور 911 است که این دو تا به حال تا به حال یک مبارزه و مندیتا “رفت و از پنجره به بیرون.” او تلاش برای قتل و تبرئه شد.

این رویداد تقسیم نیویورک هنر صحنه بلافاصله با برخی از افراد محوری برای محافظت از Andre و دیگران سرزنش او را برای مرگ او. این اختلافات تشدید شد و پس از تبرئه و باقی مانده به این روز با آندره را مدافعان این ادعا که او طرد پس از مندیتا مرگ و مخالفان با این استدلال که او است پناه از مواجهه با هر گونه عواقب موفقیت خود را monumentally خنثی هنر است. “آندره را به کار برد مندیتا مرگ و این نوع قضاوت تا حدودی به دلیل کار خود صحبت نمی کند و به هر عاطفی زندگی” نوشت: مایا Gurantz در سال 2017, مقاله برای لس آنجلس نقد و بررسی کتاب. “مرگ و خون و womanizing و باز خود را اعتیاد به الکل (که او به راحتی سرزنش خود را برای از دست دادن حافظه) نمی چسبد به خود منظم صفحه فلزی و آجر ترتیبات.” به صورت گذشته نگر از Andre کار است که باز در سال 2014 مختل شد توسط معترضان در چندین نهاد که در آن آن را در ادامه مشاهده; آنها در اعتراض به حک از مندیتا و مرگ او از داستان Andre زندگی و هنر است.


برای Chayka درست مینیمالیسم ارائه می دهد کاهش رادیکال که در آن تاتنهام تمدید تعامل با جهان است. که ممکن است درست باشد اما آن فیلتر کردن یا نادیده گرفتن این واقعیت کثیف از جامعه—با گفتن ساخت خالی اشیاء فلزی در میان تحول از 1960s و 70s—نیز شکلی از عقب نشینی فرار را فعال کنید توسط یک موقعیت امتیاز. به نظر می رسد ممکن است که حتی جاد متوجه شدم این یک درجه است. در کمک به the film society در سال 1970 نوشت: از اوایل خود را “نگرش مخالفان و انزوا” که بزرگ شد از “عدم صلاحیت برای مقابله با” حوادث جهانی از 1950s. “بر خلاف در حال حاضر تعداد بسیار کمی از مردم مخالف بودند به هر چیزی در هیچ سن و سال من است که من می دانستم که,” او نوشت. “پس کار من نیست که هر چیزی برای انجام با جامعه و نهادهای گرند تئوری.”

در راه خود را بیش از حد, معاصر, مینیمالیسم کمی برای انجام با “جامعه و نهادهای گرند تئوری.” با وجود آن ضد مصرفی خم روند تمرکز بیشتر بر روی بهبود شخصی از هر نوع ساختاری نقد. پزشکان به شما بگویم که چگونه شما می تواند شادتر با کمتر اموال, اما به ندرت بپرسید چرا از آن است که آمریکایی ها خود را خیلی مسائل است. Millburn و نیقودیموس را در سال 2016 فیلم مینیمالیسم: یک فیلم مستند در مورد چیزهای مهم در ترکیب رئال از مردم طوفان فروشگاههای جعبه بزرگ برای فروش با دانشمندان علوم اجتماعی صحبت کردن در مورد چگونه تبلیغات همواره ما را به مصرف اما کلمه “سرمایه داری” است که هرگز ادا در طول آن 78 دقیقه است. من گرفتار یک اشاره از “نابرابری است.” به جای حفر به مشکلات سیستمیک مانند فقر یا کاوش ایده های توزیع مجدد ثروت این فیلم فریم کمتر به عنوان یک فرد انتخاب اخلاقی با هیچ سیاسی رشته ها یا مفاهیم. در کتاب خود Chayka مبالغ تا این رویکرد با عنوان: “اتاق خواب خود را ممکن است تمیز کننده اما جهان باقی می ماند بد است.”

در واقع جالب ترین صحنه در فیلم می آید وقتی که یک عضو مخاطبان در یکی از Millburn و نیقودیموس حوادث تماس آنها را در این. “شما اختصاص داده شده شما خلاق هستید و نوآورانه می گوید:” مردی به نام کلاید Dinkins در طول Q&A. “شما تمایل صادقانه برای مردم بسیار افرادی که گرگ وال استریت ترس است. و به نظر من شما در حال از بین بردن خود را از جنگ.”

این یک هیجان لحظه ای و تنها یکی از واقعی تنش زمانی که ترک ها به نظر می رسد در سطح صاف و سفید از فیلم مستند همه جانبه مینیمالیستی-ناجی روایت است. Millburn و نیقودیموس گوش دادن به Dinkins و پاسخ را به عنوان بهترین آنها می توانند. آنها او را به آغوش پس از آن به عنوان راه خود را. اما پس از آن داستان حرکت می کند هرگز به بازگشت به این نقطه از مشاجره. این جفت ارز به سرعت به نظر می رسد فراموش Dinkins کلمات که برای من تنها چیزی که ارزش نگه داشتن در این فیلم کمی از آن که جرقه شادی: “نهایی, مینیمالیستی, یک زاهد گوشه نشین یک دور یا یک راهب,” او می گوید. “و برای من که میخوام تغییر جهان است.”

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>