یاد چیزهایی Condé Nast

در آوریل سال 2000 من به کار می رفت در عین حال-به-می شود-راه اندازی مجله به نام خوش شانسکه اشغال پیر اطلاعات دفاتر در چهار میدان تایمز. جزئیات را از طریق رفته بود چهار ویراستاران در گذشته شش سال و Condé Nast تصمیم گرفته بود به شاتر این چیزی که حرکت می کند به عنوان Fairchild (که پیشبرد Condé را پدر و مادر تا به حال به دست آورد و سال گذشته) راه شما ممکن است ارسال یک نوجوان سرکش به زندگی با یک بیمار نسبی. یکی از اولین کارهایی بود که برای خالی کردن یک گنجه پر از مسائل پشت از جزئیات (ما احتیاج به فضایی برای فروشگاه کیف های دستی). من انداخت و آنها را در زباله.

شاید دو دهه مارکس فاصله بین تاریخ اخیر و واقعی گذشته که لبخند و خط است که متمایز از دو پاس از یکپارچهسازی با سیستمعامل. شاید آن را در زمان به عقب نگاه; به عنوان کتی Rosman در گزارش بار در این هفته یک دسته از سابق Condé Nast شخصیت ها انجام درست آن. در میان آنها Dan پرز در خاطرات به عنوان مورد نیاز برای درد یک داستان از اعتیاد به مواد مخدر است که همچنین توابع به عنوان یک راهنمای به اواخر امپراتوری روز هنگامی که Condé Nast سردبیران زندگی می کردند و در عمل مانند خانواده سلطنتی.

به عنوان مورد نیاز برای درد دن پرزهارپر, 256,,, صفحات, $28.99

من اول هفته در , خوش شانس, پرز به تازگی منصوب سردبیر جزئیاتبود زندگی در مورگانها هتل و مصاحبه بالقوه کارکنان. او فقط می خواهم در بازگشت از پاریس که در آن او شده است می خواهم پست شده به عنوان رییس دفتر برای W. “من شروع به احساس نگرانی جدید کار و مسئولیت که با کارت کسب و کار” او می نویسد. “چه کسی می دانست که کار تمام روز می تواند بسیار استرس زا است؟” پرز به معنی مضحک بلکه به نوعی به معنی آن. او را دوست دارد هتل های فانتزی و لباس خوب (او قطعا نمی گی نگران نباشید); او را دوست دارد مباحث و درمان خاص. “من گرسنه برای اعتبار سنجی. من تا به حال یک آستین نهفته تمایل به هر دو متوجه شده و نامرئی در همان زمان. این بود که من مبارزه—عجیب و غریب محصول فلج ناامنی و متورم نفس است.”

این دشوار خواهد بود به عنوان خوانده شده برای کسانی از ما که یک بار آرزو به کار در مجلات براق است. شما می دانید که گرسنه برای اعتبار سنجی? هر کس! در Condé‘s bizarro world, جاه طلبی, اخلاق کار و تعامل فکری به حال هیچ ارتباطی با موفقیت و پرز اذعان می کند به همان اندازه است. “آنچه که من می دانم در مورد در حال اجرا یک مجله” او می پرسد. شاید او نمی تواند باور خود موفق باشید و شاید این تنها راه جهان برای بسیاری از ما است. باید آن را کاملا فوق العاده بود خوش تیپ-به اندازه کافی علاقمند به جنس مخالف, مرد سفید! پرز با صرف بیش از دو سال در فرانسه و حتی یادگیری زبان فرانسه. “من دوست دارم بگویم که من سعی کردم به زبان استاد اما من هرگز واقعا” او می نویسد. “من یک سالک ارضاء فوری و فکر فشرده کلاس در Berlitz نبود جذاب است.”

آن را سخت به بگویید اگر پرز او را دوست داشت ، او قطره نامهای (به یاد داشته باشید ناهار خوری در Ducasse با اریک Ripert? خواندن این, من از دست رفته من اشتها) rhapsodizes در مورد لوکس جهان مادی او ساکن (nightstand خریداری شده در Clignancourt; من از دست رفته من اشتهای همه را دوباره و دوباره) اما disdains کل سرمایه گذاری بیش از حد.

من فقط به اندازه کافی مغرور به نوبه خود به یک جلسه با مدیر عامل شرکت کالاهای لوکس شرکت پوشیدن شلوار جین پژمرده, کفش ورزشی و یک V-گردن ژاکت با سوراخ در آرنج. من دوست داشتم این ایده از مد جامعه فکر من اهمیتی نمی دهند—که من سرد بود و با اعتماد به نفس به اندازه کافی به جلو و پوشیدن پاره چاک تیلور به یک شام یا یک کهنه پاتاگونیا پشم گوسفند وجانوران دیگر پیراهن کش ورزش در ردیف جلو در Versace باند نشان می دهد در میلان.

وقتی که من استفاده می شود به پرسه زدن در سالن Condé HQ در طراح تلخه من می توانم استطاعت در قرن 21 مردم فکر من رسول آمده تحمل یک interoffice پاکت اما چه می توانید انجام دهید ؟ و من تعجب می کنم آنچه در رسانه های امروز اطاقک ساکنان را از این:

خدمات خودرو رانندگان دیدن و شنیدن همه چیز. Conde Nast معروف بود برای داشتن یک ناوگان از شهر ماشین ها و Suv ها در دست خود را برای مدیریت ارشد. آنها به صف در مقابل این شرکت در نیویورک مقر مانند معطل ماندن بارداري. حتی یک مرد قرمز که تنها کار تا آنجا که من همیشه می تواند بگوید که به صبر در خارج از ساختمان و مستقیم ما را به هر کدام از ماشین ما شد که ما از طریق درب گردان مانند یک کنترل کننده ترافیک هوایی به صورت بی هدف مدیران.

این چنین گفتن لحظه ای است که به نظر می رسد به دادستانهای شرکت های بزرگ زباله. آن را در راه پرز sneers در قرمز. بله آن مرد کار بود برخورد با اتومبیل. حدس بزنید چه ؟ ما نیاز به کنترل ترافیک هوایی! به هر حال پرز مناسب است: خدمات خودرو رانندگان دیدن و شنیدن همه چیز را به عنوان دستیاران مثل من که متکی به خود ارزش ادم سفیه و احمق اتهامات به ماشین سمت راست.

سرانجام رئیس من خواهد بود بنابراین ارزش توسط شرکت او داده شد ثابت, راننده, اما در آن روزهای من تا حلقه VIP خدمات خودرو و با توجه به دو رقمی تعداد تایید که من می خواهم در یک, پس از آن که من می خواهم اضافه نمودن به خارج از Filofax و ترک در کنار بفرستد بر لبه میز من. او همواره از دست این کاغذ بین میز و لابی و یا قادر و یا تمایلی به خواندن آن خواهد گوشی من بپرسید که ماشین او بود.


من که قرار بود به می گویند یکی از کسانی که دستیاران باید نوشتن خاطرات, اما البته آنها در حال حاضر باید ur-متن بودن رمان شیطان پرادا می پوشد. پرز کتاب—شخص می پوشد پاتاگونیا?—نمی تواند نگه داشتن شمع به آن است. پرز ندارد مقدار زیادی از خاک در Condé. شاید این رفتار خوب از اختیار شاید به این خاطر که او را از ذهن خود مواد مخدر است که ظاهرا اصلی داستان است و در غیر این صورت رسانه ها خاطرات.

زمانی که او هنوز یک خبرنگار پوشش شبانه برای women’s Wear Daily, پرز, کشیده, گنگ شیرین (چرخش یک چرخ ارابه که به اندازه کافی بد است اما برای تحت تاثیر قرار دادن برخی از خانمها که باعث می شود آن را حتی بدتر) و غرق خود را به عقب. این ارتوپد او را دیدم بعد از آن کمک به خراب کردن زندگی خود را. مسکن استطاعت فرار و پرز مورد نیاز یک. این صدا ممکن است متضاد با منطق اما کار خود را با چت کردن glitterati بود مرهم.

ستاره های فیلم ها و طراحان مد نمی دانم که من به کالج رفت باکره یا که من خیلی دلتنگ در اردوگاه که من تا به حال برای رفتن به پرستار. آنها تا به حال هیچ سرنخی که من آخرین برداشت برای یک بازی بسکتبال یا که من حاضر به گرفتن پیراهن من زمانی که این تصمیم گرفته شد که تیم من خواهد بود “پوسته.” تیم من بود که همیشه “پوسته.”

من از دست شمارش تعداد بار پرز اشاره به ترس خود را از رفتن shirtless; او حتی پلیس به این نگرانی است که آلت تناسلی خود را به اندازه کافی بزرگ نیست. آن را تقریبا شیرین و در نهایت آشکار است که او فکر می کند این است که همه منحصر به فرد به جای مردانه بیماری است. او فقط یک شعبده باز-عشق (واقعا) کونش از عادی بالای طبقه متوسط حومه شهر. “مردم را به بحث در مورد خود بود که همیشه به مراتب بیشتر برای من جالب تر از صحبت کردن در مورد خودم” او اشاره می کند در اوایل این کتاب است.

شما نمی توانید می گویند او نبود ما هشدار می دهند. این است که عجیب و غریب کتاب نویسنده آن نه به خصوص توبه و پشیمانی در مورد اعتیاد-انگیزه رفتار بد و نه ناخواسته افتخار hijinks. آن را مانند پرز صحبت کردن در مورد کسی که او بار ملاقات کرد و نمی, به خصوص مانند اما آن شخص خودش است.

پرز صادق است. یا شاید او فقط از نوع معنی ذکر یک کارمند را lisp یک غریبه birthmark. شاید او از ترس گرفتن پیراهن خود را در آنجا که او می داند که او خود را در قلب نوع انسان را سرگرم کننده از یک shirtless شخص با کمتر از کامل بدن. Shirtless بازی بچه ها شد جزئیات’ stock-in-trade! من خوشحال هستم پرز جان سالم به در گفتن داستان خود را, اما ای کاش این داستان بودند juicier و به نظر می رسد نوع از محکم است که آن را بهتر نوشته شده است. هنوز, آن را لذت خوانندگان از یک سن خاص که مشغول به کار در رسانه ها و بهت زده و خوانندگان دیگری که هنوز هم کار می کنند در رسانه ها.


من همکاران سابق من در طول سال, burnished ما حکایات به سنگهای هر چند شاید شهاب سنگ است بهتر استعاره مدارک و شواهد از یک مکان از راه دور آن را نیز ممکن است در فضا. مردی که مشغول به کار در لابی را هادسون اخبار استفاده می شود به من اجازه دهید شارژ پارلمان به رئیس من حساب! همکار او را فرستاده رازهای خانه شسته شود از طریق شرکت های بزرگ تغذیه سابق!

سردبیران شد seers; آنها تلقی خنک رایحه خاصی یا لباس یا مکان و یا کتاب. این شرکت پولی این شخص غیر قابل توصیف کیفیت به فروش خوانندگان هر تبلیغ به حال ارائه کرده است. من استفاده می شود برای پاسخ به ایمیل های ما از مشترکین و چند می تواند تمایز بین تبلیغات و تحریریه. از جمله مجلات محبوب شد اما شاید مردم آنها را بخوانند فقط به این دلیل آنها وجود داشته است. آنها اغلب در حال حاضر رفته و مترو مسافران گوش دادن به پادکست ها و یا بازی له آب نبات و افرادی که واقعا زاری مرگ سردبیر به عنوان داور بیشتر مردم (ارادتمند شما) که یک بار آرزو به زندگی است.

من صرف مقدار زیادی از زمان به عنوان یک کارگر ماهر هک با یک نه بیش از حد نخ نما نرخ روز در Condé قدیمی HQ (من همیشه فکر می کنم از آن به عنوان 4X2 به عنوان ما آن را به نام). من حتی کار به صورت پرز به طور خلاصه در سال 2014 پوشش مرخصی زایمان و یا چیزی من می توانم به یاد داشته باشید جزئیات. (اگر شما فکر می کنم که باعث می شود من بررسی کتاب اخلاقی گمان من باید خبر بدی برای شما در مورد اخلاق براق مجلات مد.) من مطمئن هستم که پرز نمی خواهد من به یاد داشته باشید هر چند من تعجب می کنم که چگونه بسیاری از آسیایی, همجنس مشغول به کار در جزئیات قبل از Condé در نهایت معدوم آن در سال 2015. به هر حال من به یاد داشته باشید زمانی که او ambled به سلام و لرزش دست من است. من به یاد داشته باشید از آنجا که همه ما می خواهیم اعتبار.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>