بی نهایت حرکت تند و سریع

یک زن جوان—هوشیار و خود آگاه پناه ادبی آرمان هر چند نه کاملا مطمئن شوید که در آن او می خواهد برای پایان دادن به—دیدار یک رمان نویس, و آنها شروع به دوستیابی. او را به عنوان معروف به عنوان آن را ممکن است برای یک نویسنده معاصر بود. او با وسواس حفظ حریم خصوصی خود است: او نه برای جلب توجه هر اشغال گوشه ای پنهان از زندگی خود را. در واقع او مجموعه تمام نظر خود را در رابطه فاصله سنی منافع او. در حالی که وجود دارد مقدار زیادی از تمایل آن را آمیخته با مدارا (حتی با وجود) که منجر بیش از آن باید به تنش های جنسی. در بازگشت او اجازه می دهد تا او را به خیس کردن برخی از درخشش به عنوان اگر توسط اسمز. البته او را مجبور به ترک او اگر او می خواهد به ستاره از زندگی خود را. تجربه است که تنها ارزش داشتن اگر آن را پیشرو به چیزی بزرگتر.

در سرزمین مردان توسط آدرین میلر Ecco, 352,,, صفحات, $28.99

این است که آزادانه قوس آدرین میلر جدید خاطرات در سرزمین مردان. این کتاب خاطره ای از زندگی حرفه ای اش به عنوان یک ویرایشگر در براق مجلات مردان از 1990s به اواسط 2000s و از تبعیض جنسی او مواجه می شوند ، بخش زیادی از این داستان است که توسط دیوید فاستر والاس نویسنده با او ملاقات کرد زمانی که او در 26 و او 36; او منتشر طولانی و دشوار داستان کوتاه از او در Esquire در سال 1998 و به زودی پس از آنها شروع به یک امر است. یک آوریل-دسامبر عاشقانه نیز نقطه شروع برای لیزا Halliday را 2018, رمان, عدم تقارن, که تساوی در ارتباط او با فیلیپ راث در اوایل 2000s, زمانی که او در اوایل بیست سالگی او در دهه شصت.

عدم تقارن توسط لیزا Halliday , Simon & Schuster, 288,,, صفحات, $26.00

هر دو کتاب با انتظارات بالا. Halliday رمان یک قطعه در این نیویورک تایمز اشاره کرد جذب شور و شوق از ناشران در اوایل “سوخت تا حدودی بدون شک توسط خانم Halliday را جذاب داستان بازگشت.” یک بررسی توسط, Parul Sehgal در برابر ستایش رمان برای تبدیل آلیس عدم تقارن‘s شخصیت مرکزی از یک “handmaiden به نابغه” به یک هنرمند در حق خود است. آدم Kirsch شناخته می شود در این اطلس در نظر گرفته شده این کتاب در پاسخ به راث را به کسیکه بجای دیگران چیز مینویسد که ظهور به عنوان خود را “شاهکار”. این رمان نه تنها موفق به عنوان یک کار ادبیات منتقدان پیشنهاد شده اما همچنین انجام یک عمل عدالت اجتماعی قرار دادن سلسله مراتب استعداد در یک نظم جدید است. میلر خاطرات آمد با مشابه وعده. کتاب گسترش یک مقاله شخصی او نوشت: برای رواج در میان #MeToo جنبش در اوایل سال 2018 است. پینوشت جنسیتی putdowns (“شما نمی هر گونه اقتدار به انجام این کار” یک عامل به اطلاع او) و ناخواسته می آیند-ons (“شما باید لباس های جذاب می گوید:” یک نویسنده) که او تحمل در مجله دنیای او reframes تجربه خود را به عنوان یک آموزش و پرورش در ظریف قدرت پویایی است. اگر وجود دارد یک شکل از آزادی به دست آورد از این همه آن را در دیدن phoniness از کل سیستم.

درخواست تجدید نظر غیر قابل انکار است: یک داستان ساده از بیرون آمدن از سایه از یک مرد بزرگ. در عین حال من فکر نمی کنم که این روند هر کدام از این کتاب ها واقعا توصیف. وجود دارد هیچ چیز ساده در پیدا کردن استقلال توسط راه دوستیابی معروف ، نیز وجود دارد درهم سوالات آژانس و میل از آنچه در آن است برای هر کسی که متصل به یک هنرمند مشهور.


در زمین از مردان شروع می شود به عنوان یک حرفه ای فکر داستان: میلر می شود یک کار به عنوان یک دستیار تحریریه در GQ راست خارج از دانشگاه و پس از یک ارتقاء او سر به مالک زمین که در آن او را منصوب ویراستار ادبی در سن 25. شایع زن ستیزی است که شما ممکن است تصور کنید که همه وجود دارد: این مردان مجله گرفتار در دوران بین midcentury مردانگی و ظهور “dudeitor.” هنر کوپر افسانه ای سردبیر GQ که ساقه سالن در یک گچ-راه راه کت و شلوار پارس چیزهایی مانند “سر تو رول” است هواخواه از مارتینی ناهار و the Great American Songbook. او مظهر محو پیر سفارش در حالی که میلر همکار در مالک زمین این preternaturally wide-eyed Dave Eggers, علائم انتهای دیگر طیف. آن لحظه ای که این مجله امضای ترکیب مناسب قرار دادی ها و مشاهیر مجبور است برای رقابت با درشت ارائه شده از پسر mags مانند به تازگی راه اندازی ماکسیم. فراتر از افق انتظار برای رده بندی کردن همه آنها را دروغ اینترنت.

به عنوان در بسیاری از مشاغل میلر, کار در GQ تا حد زیادی خرحمالی: او را مهم ترین وظیفه به عنوان یک دستیار است که قطع هر ستون شایعات بی اساس از صبح مقالات تدوین آن را بر روی یک ورق و گردش نسخه به سردبیران. هنگامی که او حرکت می کند تا رتبه او سپرده با نوشتن جدول از محتویات. این نیاز به مقدار زیادی از زمان و نظم و انضباط به ارمغان می آورد اما هیچ شکوه است که احتمالا به همین دلیل هیچ یک از نر سردبیران تمکین کردن به آن را انجام دهد. در گذشت من می تواند به بیش از حد poignantly او کنسول خودش که جوآن Didion honed او نثر سبک در به همان اندازه بیهوده وظیفه تهیه پیش نویس نوشتن شرح تصاویر و در رواج است. (ما خودمان داستان به منظور زندگی می کنند و غیره.)

به عنوان او می آموزد طناب او را می بیند که کجا و چگونه کسب و کار انجام شده است. (پاسخ این است که در ناهار.) حق انتخاب مردم را به بیرون رفتن با می تواند خطرناک باشد. میلر باعث می شود یک قدم اشتباه اوایل زمانی که او می پذیرد دعوت از مردی است که به کار تعمیر کپی و ماشین آلات در دفتر آن را بدست آورده و او را توبیخ و از بیشتر دستیار ارشد هنگامی که او بازگشت به میز او. وجود دارد پربارتر جلسات پیش رو و همچنین به عنوان خطرناک تر هستند. پس از تفرج با GQ نویسندگان و maître د’ (که به ارمغان می آورد خود را عرضه قارچ سیاه به یک باغ آبجو) و co-worker دفع یک حمله از maître د’ در پشت یک تاکسی. آن است که برای اولین بار از بسیاری عمیقا ناراحت کننده برخورد از جمله بعد از آن حادثه که در آن یک نویسنده معروف ضرب و جرح او پس از یک حرفه ای نشست.

این بخش از کتاب است که بسیار موثر در تاکید این همه گیر از آزار و اذیت و تبعیض جنسی در صنعت چاپ و نشر. شاید بیشتر خون-جوش مثال در این کتاب می آید زمانی که میلر در برابر هنر کوپر که به تازگی تحت فشار قرار دادند و او را از GQ. او رد او خشم با متین جمله “شما خواهید بود یک ستاره است.” زمانی که او می شود به مالک زمین همه چیز به معنای بهبود و تا حدی آنها را انجام دهد. او در حال شکل گرفتن یک شغل است که از لحاظ تاریخی اعطا مقدار زیادی از قدرت—ادبی editor را انتخاب داستان اجرا می شود که در مجله ها و کنترل آن پوشش کتاب—اما به نظر می رسد کاهش داد شده است به تازگی. او انتظار می رود به اندازه گیری گوردن لیش که او یادداشت لقب “کاپیتان داستان” در طول تصدی خود در 1970s. او فوری سلف زنگ تپه—که “ادبی جهان” شامل همین Linzi و نورمن میلر—بافندگی بیش از او را به عنوان او باقی می ماند در این مجله در یک نا معلوم “بازنشسته” ،

کار خود نیرو است. میلر اعلام ایمان خود را در “جنب و جوش لازم تخیلی” و به سرعت شروع به کار از طریق Rolodexes او فتوکپی و stashed در حالی که در GQ. اما وجود دارد بسیاری از مشکلات و مردم بسیار آمرزنده و هنگامی که او را به آنها را. او روش میلر به عنوان مثال در یک رویداد عمومی و تلاش برای درخواست کار از او برای Esquire. جواب او این است که “من اهمیتی نمی دهند.” هنگامی که او مربوط به قسمت به دیو اگرز در دفتر او خوش او را یک “کونش.” (او به زودی متوجه می شود که او در حال ساخت دو برابر حقوق و دستمزد در مقایسه با موقعیت.) اگر او یک مرد جوان او نمی خواهد که برای توجیه خودش خیلی بی وقفه; فقدان او را از یک پیشینه ثابت به جای شمارش در برابر او نشان می دهد وعده بالقوه است. او می تواند یک wunderkind.

اگر این کتاب در اینجا متوقف می شود یک نوع متفاوت از خاطرات ماهرانه فراخوانی روح یک جهان خاص در یک زمان خاص و ارائه شواهد کافی از ساختار قدرت—برخی آشکار و برخی نه چندان قابل مشاهده است—که محدود آن و تمام مشکلات خود را با هم. اما پس از آن او در دیدار دیوید فاستر والاس.


هنگامی که والاس وارد خاطرات آن متوقف می شود که یک داستان در مورد میلر مبارزه با مرد سالاری در ساختار جهان مجله و مورف به چیزی به مراتب بیشتر صمیمی است. والاس غالب در نیمه دوم این کتاب که در آهنگ های خود را ظاهر و ناپدید شدن او نوسانات خلقی و درخشان و ویرانگر چیزهایی که او می گوید برای او در طول راه.

در این متفاوت است از میلر رواج مقاله که بر او توسعه شخصی و هرگز شناسایی والاس. او به نظر می رسد که نامش ذکر نشده وجود دارد در یک لیست طولانی از دیگر مجرم به عنوان “نویسنده ای که سعی در متقاعد کردن من به داشتن رابطه جنسی با او را در سالن خالی قبل از خود رویداد وجود دارد” (یک رویداد ما به شنیدن بیشتر در مورد در در سرزمین مردان). تغییر در جهت—از #MeToo مثل به مطالعه ناکارآمد نویسنده و محیط—باعث می شود این یک نوع متفاوت از داستان اما نه یکی کمتر. لذت بخش ترین کیفیت کتاب است که خود را بی امان فهرست نویسی از والاس inventively افتضاح رفتار و میلر تلاش برای مقاومت در برابر حمله. که والاس بود و نه یک مرد بزرگ است جای تعجب ندارد اما بسیاری از جزئیات در اینجا این است که تازه پس از میلر به نظر نمی رسد در D. T. Max زندگی از Wallace, Every Love Story Is a Ghost Story. (او نمی شرکت در, بیوگرافی و جز برای کمک به یک McSweeney انجمن های نوشته شده در مورد والاس زندگی قبل از در حال حاضر.)

هنگامی که میلر را می پذیرد داستان خود را “جهان بالغ” برای مجله او توقیف و در این ارتباط به عنوان بهانه ای برای تماس با او در مورد هر چیزی و همه چیز. هنگامی که او از او می پرسد که چرا او در تماس با او بسیار او پاسخ creepily که او می بیند او به عنوان “خون در آب به صورت یک کوسه.” او به تصویر می کشد خود را به عنوان نوجوانان و درمانده یک دانشمند بنابراین ناتوان از مراقبت از خود است که یک پیر زن آماده و ارائه وعده های غذایی خود را در هر هفته. زمانی که او پیاده روی سگ خود را به نام هواپیماهای بدون سرنشین و سرطان آنها ادرار خارج و او pees با آنها; او همچنین pees در حالی که در گوشی به میلر و تعجب است زمانی که او می تواند او را بشنوند. او با اشاره به غلط املایی به عنوان “boners.” او کامل هنر negging, complimenting میلر در انتخاب چنین داستان پیچیده (خود را) برای مالک زمین است که به نظر او ابلهانه مجله با “apelike” خوانندگان; پس او نمی تواند یک فرد از طعم و مزه این باید یک “ظالمانه زرنگ و دانا” حرکت در بخشی خود را به “دلالت ادبی احترام و برنده جوایز.”

این اولین سرمقاله پروژه پیچد تا با او ضمن تشکر از او “در مجموع فرشته پف” و هنگامی که او می آید به نیویورک در یک سفر آنها شروع خواب با هم. از اینجا او می رود در مورد کالیبره کردن رابطه در یک منحصر به فرد با پیچ کردن راه. او دستور او را به انتخاب کنید تا مواد غذایی را برای او در مسیر به تاریخ اول خود را که از او متنفر است اما می کند. او ایجاد یک کد از سکوت اطراف مکالمات خود را که او را “مرد مرده صحبت” (این شامل یک اعتراف است که او در زمان از یک ضربه قبلی دختر). او را هل می دهد او را به نقش شخصی خود نفس-تقویت کننده: “من متنفر بودم” او whines. او در آغاز کار خسته کننده unwinnable بازی ها در حد آزمایش و مجازات است که در آن عشق ارائه شده است هرگز به اندازه کافی خوب: “من فقط فکر می کنم شما بیشتر” میلر او را مطمئن می سازد; “Horseshit,” او می گوید “شما فکر می کنم من دوم بیشتر است. شما فکر می کنید من سوم بیشتر است. شما حتی نمی خواهم من است.”

آنچه که در این صورت ، او هرگز به طور فعال به دنبال والاس و نمی گوید چرا او متقابلا خود را پیشرفت. ممکن است او در بر داشت putdowns که او را به یاد می آورد یازده سال پس از این واقعیت در تمام شکوه و عظمت خود را به عنوان مرضی جاذب به عنوان من. چند نمونه: پس از رسیدن به آپارتمان خود او شروع به مقایسه کتاب های مجموعه; “شما مطمئن هستید که باید خیلی بیشتر Martin Amis,” او می گوید. “آیا همه چیز خوب است؟” در سفر دیگری به جای او باعث می شود هیچ راز از تحقیر خود را برای مورد علاقه خود را در لباس و خان درون لوله تفنگ از طریق گنجه نظر او “شنیده اید مارکس من فرض?” حتی بهتر است در لحظات کمی غیر قابل تحمل هنگامی که آنها حرکت و رقابت بیش از که می توانید بهترین استفاده از کلمه “خیل” به عنوان یک فعل در یک ارز است که به عنوان هوشمندانه هر کدام از آنها فکر می کند آن است. او متقاعد شده است که او می داند که چگونه به انجام کار خود را بهتر از او می کند و نشان می دهد کورتنی عشق به عنوان یک پتانسیل کتاب مؤلف; “اجرا راه رفتن نیست,” او بعد از دستور “برای دریافت جیمز چوب به مجله.” او فقط می توانیم بپذیریم که او می داند آنچه که او انجام می دهند هنگامی که یادآوری او را از خود بیشتر بالا موقعیت: او را تبدیل به یک ماهر, ویرایشگر او اذعان می کند “و fyi من گفته ام Franzen و G. ساندرز و دیگر مردم این است.” آن را مناسب است که زمانی که آنها شکستن او می فرستد و او را سمی نامه امضا “Snidely Whiplash.”

شاید ارتباط با او ارزشمند بود برای نور از آن میدرخشید در کار خود را در آن میلر مکان یک ارزش عالی. آن را نه یک تصادف و یا حتی جالب است که انسان به تصویر کشیده شده در اینجا به عنوان یک هیولا نویسنده مجموعه داستان با عنوان مصاحبه کوتاهی با مردان زشت. بسیاری از والاس آثار میلر می نویسد: باید به عنوان خوانده شده یادداشت به خود به عنوان نویسنده تلاش برای یادآوری خود را به یک فرد بهتر است. در یک نقطه, والاس dangles امکان ترکیب او را به کار خود را اعلام کرد که او می خواهد به وقف این مجموعه داستان به او. آن را کامل مطالعه موردی در lavishing و سپس خروج محبت او به عنوان بعد از آن ذکر شده است که او متنفر شخصی dedications خواهد شد و به جای ایجاد یک نام جعلی برای او “Nicolette Fiss.” این نام به نظر می رسد به عنوان dedicatee در پیش نویس مقاله اما در زمان از کتاب, انتشار, او را تعویض آن را برای “بث-الن Siciliano” و “آلیس Dall.” آیا هر دو و یا هر کدام از این افراد هنوز هم مستعار برای میلر یا شخص دیگری و یا ترکیبی از والاس زنان و یا هیچ یک در همه ما نمی دانیم. که به نظر می رسد نکته: به یک زن نزدیک به دیوید فاستر والاس به معنی mattering نه به عنوان یک انسانی خاص بلکه به عنوان یک فرصت مناسب برای میخکوب کردن محکم کردن مجموعه ای از ایده های خود را. چه واقعی یا تصور شما نیست بسیار مهم است و شما را اطعام با خراب در طول راه.

این اثر از همه این است که با وجود داشتن یک شغل است که او بارها و بارها به ما یادآوری می کند دیگران را “کشتن” برای میلر می آید به احساس حاشیه ای. او شروع به فکر از خودش به عنوان “منظم ترین فرد در جهان” در مقابل والاس. او متقاعد می شود که کار خود را به عنوان یک ویرایشگر باعث می شود او را چیزی مانند “زالو” و یا یک “انگل.” او گنجینه با ارزش از یک زندگی “زندگی می کردند تنها در رابطه با شخص دیگری است.” این احساس مطمئنا خرس برخی از رابطه با او گسترده تر از تجارب جنسیتی; او از خودش یک “قلعه” یا “اتحاد جماهیر شوروی تانک” در مواجهه با مرد مدارا. اما آن را نیز منحصر به فرد محدود در رابطه بین دو نفر بین او و والاس و کتاب گسترده تاملات در قدرت و gatekeeping واقعا از این روشن. این چیزی است که برانگیخته شده تا به خوبی در اینجا این است که کیفیت احساس مجاور. وجود دارد هیچ چیز نشاط بخشی در مورد آن و یا به صراحت سیاسی, و من مطمئن هستم که به وجود دارد.


به نظر می رسد بسیار بهتر به تاریخ عزرا جارچی, شخصیت بر اساس فیلیپ راث در عدم تقارناز دیوید فاستر والاس. او نوع خزش که شما اقدام به خرید یک بستنی از آقا Softee قبل از درخواست برای رابطه جنسی به جای شما خواستار یک “دستکاری slimehead” به عنوان والاس می کند. هنوز هم مانند والاس او اصرار دارد بر روی یک, عجیب و غریب, سطح پنهان کاری و کنترل: شماره تلفن خود را تنها تا کنون به نظر می رسد به آلیس به عنوان “ID تماس گیرنده مسدود شده است.” هنگامی که او می رود به دیدار او در خانه کشور خود را, او به او اتخاذ یک نام مستعار (Nicolette Fiss ملاقات “سامانتا Bargeman”) و حتی می رود به طول های از داشتن کسب و کار کارت های ساخته شده در نام جعلی شناسایی او به عنوان دستیار تحقیق. زمانی که او برای اولین بار بازدید از خانه اش او را طول می کشد کیف دستی خالی کردن آن و سپس پرت کیف پول در سطل زباله بدون درخواست او. او انتظار می رود که سپاسگزار (و) هنگامی که او جایگزین آن را با یک کیف پول خود را انتخاب. توقف من در زمانی که این شروع می شود صدایی کمتر از عاشقانه به شما.

به عنوان با والاس همه از این رفتار بد باعث می شود برای آوردن خواندن. اما این ایده که آلیس به نحوی رشد می کند از این تجربه با عزرا و یا دستاوردهای هر چیزی از روی لئامت دادن خود را به عنوان فرد جوان که دوباره انرژی او سخت تر است برای من به این باور از آنجا که از راه تنش بین این دو شخصیت ساخته شده است. مری آلیس دوج یکی از mutest قهرمانان من تا کنون در سراسر آمده در یک کتاب. این رمان نوشته شده در سوم شخص و به خواننده می دهد بسیار کمی دسترسی به هر یک از آلیس افکار در مورد آنچه عزرا جارچی انجام شده است و یا چرا او می خواهم برای رفتن همراه با آن است. عزرا ارائه می دهد یک بستنی و او آن را; او دعوت او را برای رابطه جنسی, و او می رود و به او می گوید او را به ترک بلافاصله بعد از (او croons “را بیش از” او اگر او نیست و اشاره) و او می کند. او می پذیرد کل تجربه تبدیل شدن به یک سالمند نویسنده با بکر انفعال.

آن پیشنهاد شده است که آلیس را در خود جاه طلبی های ادبی و قدردانی خود را از ادبیات به طور کلی, رفتن برخی از راه به سمت توجیه عزرا به عنوان یک شریک برای او. او در حال کار ورود به سطح کار در یک اثر ادبی به نام Gryphon و او می داند که او یک ایدئولوژی مدعی برای جایزه نوبل. بلافاصله پس از ما به عنوان خوانده شده که “لب های او بودند نرم” Halliday به ما یادآوری می کند که “هیچ کمتر از سه ملی کتاب جایزه گواهی به نام او قاب روی دیوار لابی.” است که بیشتر به نوبه خود ، بعد آلیس یابد و خودش را cradling عزرا را به عنوان آنها در بستر دروغ هم زده با این ایده که خیلی عقل موجود در آغوش او.

بزرگتر ایده در اینجا این است که آلیس برگ عزرا می شود و هنرمند او نمی تواند با او در اطراف. (“پس از تمام نشده بود به او گفت: در حال حاضر همه چیز را به او می گویند” Halliday می نویسد.) عدم تقارن تشکیل شده است از دو بخش اصلی به علاوه یک قطعه اخریک اهنگ با بخش اول اختصاص داده شده به آلیس-عزرا ارتباط است. بزرگ آشکار است که این رمان را ظاهر نامربوط بخش دوم—داستان یک عراقی-آمریکایی برگزار شد در بازداشت در فرودگاه—تبدیل به یک اثر داستانی این نویسنده توسط Alice. وجود دارد این است که ما ممکن است می گویند: آلیس آن را کشیده و پس از انجام Halliday با احداث یک مرکز جدید از گرانش برای این کتاب است که در آن راث-مانند عزرا جایی ندارد. این می شود بیشتر قانع کننده به من اگر ما می دانستم که بیشتر در مورد آلیس در وهله اول اگر او تا به حال یک شخصیت با دستور کار است.

من نمی بینیم و در واقع به همین دلیل برای اولین بار بخشی از عدم تقارن باید نیاز آلیس در نهایت با یک شخص ادبی پیروزی. نقطه عمده ای از علاقه در اینجا در سرزمین مرداناست که در آن شخصیت مطالعه بسیار هوشمند افتضاح ، یکی از چیزهایی است که متمایز عدم تقارن این است که Halliday می یابد و راه را برای ایجاد عزرا وابسته به عشق شهوانی. او قلب مشکل است و نمی تواند رابطه جنسی را به عنوان اغلب به عنوان او می خواهم به و یا در راه جالب است. احتمال این که آلیس می تواند او فشار بیش از حد می شود خطرناکی کشنده به او. Halliday lavishes توجه عزرا را ناتوان از عمل جراحی مشخص شده بدن در راه من به ندرت قبل از دیده می شود:

از معده خود را تمام راه را تا به جناغ سینه زد صورتی زیپ مانند اسکار. یکی دیگر از اسکار به دو نیم تقسیم پای خود را از کشاله ران تا مچ پا. دو ساخته شده یک ضعف circumflex بالاتر از او ران. و که فقط جلو.

“چه کسی این را به شما؟”

“نورمن میلر.”

هر آنچه شما فکر می کنم پیری و بدن کیفیت توجه پرداخت می شود در اینجا این است که ویدئو را در خود دارد. و بنابراین در راه است که Halliday می دهد عزرا فرصتی به نام رها کردن و شوخی او ممکن است یک ضربان ساز این می گوید اما او می داند که او چه کسی است.


وجود دارد یکی دیگر از زمینه های این کتاب است که کاهش از صنعت چاپ و نشر و کاهش تقاضا برای ادبی داستان. شاید رمان Halliday همیشه می خواستم برای نوشتن بود داستان که اشغال عدم تقارن‘s نیمه دوم: “جنگ است. دیکتاتوری. جهانی امور” به عنوان آلیس آن قرار می دهد. اما این رمان تنگاتنگی ادغام با عزرا جارچی و فیلیپ راث است که تبدیل به یک کتاب پرفروش ملی. میلر بیش از حد به انجام کار خود را در سایه قوی midcentury مردان گوردن لیش و زنگ هیلز رفت قبل از او.

او زندگی را از طریق “آخرین بریده بریده نفس کشیدن از چاپ مجله” و حتی به عنوان او می رود از طریق صفوف آن را حذف محدودیت است چگونه یکی از موفق می شود اواخر ’90s. او شاهد اخراج برخی همراه با یک خداحافظی کارت جمع را در یک پوشه فایل برخی از تست با شامپاین. همکاران تشدید مستقیم با بحث مانند “وجود دارد هیچ شاغل شغل در Esquire.” اما میلر واقعا ادعا چگونه با انقباض این صنعت تاثیر می گذارد و حس خود را از تحت فشار قرار دادند به لبه. او احساس می کند جنسیتی او را عقب نگه اما مطمئنا این واقعیت است که صنعت در حال مرگ است و انتشار کمتر و کمتر علاقه مند به کسب داستانی نیز محدودیت حرفه ای خود را. زمانی که او شروع می شود در Esquireمجله چاپ و نشر ده داستان کوتاه از یک سال زمان او برگ به سختی می توانید هر چیزی را به چاپ و کارفرمایان خود را به کشتن والاس داستان کوتاه است که او زحمت کشیده در ماه. این همه می آید و پس از او برنده یک ASME برای داستان. آنکه پر نقش ویراستار ادبی در Esquire, هر آنچه که درخشندگی آنها نمایش داده می شود آنها به احتمال زیاد به حک کردن همان نوع از فضای خود را که Lish بود.

شاید در محیط های مختلف یکی کمتر آلوده توسط جنسیتی و کمتر محدود فروپاشی فرهنگ صنعت Halliday و میلر می نوشته اند کتاب های مختلف; شاید این مردان شده اند که بیش از فریبنده تکه در یک نوع بسیار متفاوت از داستان. به عنوان آن است که ما ماهر و unsparing پرتره از آنها تا حد زیادی خود به خود زمین است.

یکی از جالب ترین لحظات در سرزمین مردان می آید در نزدیکی پایان زمانی که میلر بازگو تماس تلفنی با والاس. او می پرسد اگر او آشنا است با نیچه به مفهوم “بازگشت ابدی”—این ایده که وقایع در تاریخ “خود را تکرار بی نهایت.” او هر چند به هیچ وجه آن را آماده کرده می تواند او را برای آینده بینش. “این” او می گوید: “همین دلیل است که شما هرگز نمی تواند یک احمق به هر کسی. هیچ کس تا به حال واقعا از بین می رود.” به وضوح او و میلر دیدن جهان بسیار متفاوت است. دلایل بسیاری وجود دارد که نمی شود به یک حرکت تند و سریع, اما نیچه است نه یکی از آنها.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.dehec.sutny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>