تکه تکه رمان برای پایان جهان

من می دانم بسیاری از مردم که فکر می کنم ما teetering در لبه آخرالزمان است. این امکان را احساس می کند خیلی نزدیک, در واقع, که بسیاری از جوک ها در مورد آن در حال حاضر فرسوده نازک از استفاده بیش از حد. هنگامی که شهاب سنگ در حال آمدن است ؟ مردم می گویند. یا فصل آخر از امریکا واقعا وحشی است. یکی از من گفتن در مورد حرکت به کالیفرنیا. من آمد به من گفت: چرا زمانی که یک بازدید, من می خواهم به دریا سقوط حق دور. من هیچ علاقه ای به بودن در اطراف برای کورمک مک کارتی بخشی از اقدامات. من نمی خواهم به خودم مرتب سازی از طریق انبارهای قوطی حلبی و تست آنها را برای بوتولیسم من به مردم بگویید.

آب و هوا توسط جنی Offillناف, 224,,, صفحات, $23.95

شما می توانید ببینید که چگونه به سرعت این نوع از شوخی چرخش به افسردگی است. مدرن بیماری است که به شناور بالا ناامیدی در مورد تغییر آب و هوا آشفتگی های سیاسی و قریب الوقوع رکود, چرا که ما به اما همچنین به این دلیل که طبیعت از ما مخمصه—و در اینجا “ما” منظورم این است که کسانی از ما که در زندگی و در سراسر ایالات متحده در 2020s—این است که ما هنوز در حال انتظار برای ضربه مهلک. ما زندگی در سایه روشن از یکی از بزرگ هر آنچه در آن است و هر آنچه در آن خواهد بود و ما همه مانند خرگوش در یک زمینه خرناس هوا به دلیل وجود این عطر از رعد و برق در فاصله اما ما نمی تواند مطمئن شوید که چگونه دور از آن واقعا است و یا زمانی که آن را به ما ضربه. ما به همراه باقی می ماند در حال حاضر.

جنی Offill را به درستی با عنوان آب و هوا است که اعزام این عرصه آگاهی vacillating بین چوبه دار و طنز, تقریبا همیشه زندگی در فضای بین هر دو. اما اگر در رابطه با موضعی مهم نیست دقیقا چه زمانی به نام یک رمان اجتماعی. وجود دارد نه مقدار و نه طرح شخصیت بسیار به صحبت می کنند: یک زن به نام لیز با این نسخهها کار به عنوان یک کتابدار در بروکلین کار او را نگه می دارد اگر چه او نمی باید مناسب اعتبار. لیز برادر افسرده است اما ازدواج او است جامد و خصوصی بتن مشکلات چند هستند. او طول می کشد یک گیگ با یک مربی قدیمی سیلویا اجرا می شود که یک پادکست برای مخاطبان با وسواس بالقوه Armageddons. او پاسخ سیلویا پست الکترونیکی که پر از سوالات مانند “چه خوبی از خدا آشکار حتی در لباس از پرندگان و جانوران?” و یا “آیا فرشتگان نیاز به خواب؟”

این در مورد همه وجود دارد این است که می گویند در مورد این قضیه و طرح—مانند بالا ترین ادبی داستانی از 2010s این رمان رو با صدای نه ماشین آلات. راوی خلق و خوی است که در راه خشنود داخلی متناقض است. او پر از اضطراب ولی او می رسد در چنین زیبایی به وسیلهی حالت بیان که اثر lulling به جای نگران کننده است. “شاید من می تواند به توقف داشتن رویایی که در حال حاضر” او را الهه شعر و موسیقی. “یک جایی که برادر من نشان می دهد تا به آپارتمان من و می گوید: لیز می مرگ من در اینجا؟” وجود دارد یک ظرافت و حتی در بیشتر افسرده بینش مانند سوالات زیر ارائه شده در اوایل کتاب که فکر کردم در مورد روز رفتن در مورد زندگی من:

فرد جوان نگران نباشید: اگر چه هیچ چیز من مهم است ؟

فرد نگران نباشید: اگر همه چیز من فراموش می کند ؟


آب و هوا نوشته شده است به طور کامل در aphoristic چشمک می زند مانند این همان پاراگراف طولانی کمی مثلها که Offill اعزام به قرمز تحسین در کتاب قبلی 2014 را Dept. از حدس و گمان. که آهسته حرکت فاجعه کتاب هم در آن راه: کرونیکل از یک زن احساس هر دو به شدت متصل به یک نوزاد جدید و ترسم که او پیوست شد در راه از او جاه طلبی برای خودش. این دندانه طبیعت از مشاهدات خود را نگه داشته و شما با خواندن این طنز خم در خدمت نیش می زنند. هنگامی که یک زن در مترو می گوید: عبارت “خواب مانند یک نوزاد” Offill می خواهد “به فریاد برای پنج ساعت در گوش او.”

من یک بار نوشتم که من فکر کردم این یک کتاب بزرگ است. و در عین حال در سال های پس از من ثبت شده است که واکنش Dept. از حدس و گمان رسیده است که به احساس کمی. نه به صورت معمول دلیل آن است که این موضوع به هیچ وجه کوچک است. این تصور که ما را نمی خانوادگی به طور جدی در داستان تبدیل به یک امری عادی ادعا در 2010s و اگر چه ما در حال صحبت کردن در مورد شهرت ارز بود که کاملا درست است تا کاملا به تازگی. اما بادهای تغییر است. شده است وجود دارد یک انفجار رمان در مورد افراد یک بار فکر می کردم شل و ول—مادری زن دوستی و این موضوعات هستند که قلب از کار پیشگامانه توسط فقط به عنوان چند نمونه النا Ferrante سالی رونی راشل Cusk و سوزان نشود. این آثار نه دوسوگرا در مورد اهمیت خود را—آنها باور دارند که آنها حق وجود دارد به خودی خود.

Dept. از حدس و گمان, در مقابل, تا به حال یک آزمایشی کیفیت تغذیه شده با تنگی آن پاراگراف راه مشاهدات قطع شود. هر فکر بیشتر سرمایه گذاری از اعلام. در حد-به نقل از گذشت راوی می گوید او یک بار فکر او را به معنای یک “هنر, هیولا” کسی که اجازه نمی دهد روز به روز وظایف در راه او کار می کنند. اما “زنان تقریبا هرگز تبدیل به هنر, هیولا, چون, هنر, هیولا تنها نگرانی خود را با هنر هرگز چیزهای دنیوی. Nabokov حتی برابر خود چتر. ورا licked از تمبر خود را برای او.” این یک بران مشاهده احساس راحتی قابل تشخیص توسط هر زنی که زندگی خود را صرف خدمت به شام بدون نشستن خودش پاک کردن کودکان در بینی برداشت شخص دیگری رختشویی کردن کف. (شاید مردان می تواند همدردی با این در حال حاضر بیشتر از آنها تا به حال نمی, اما آن است که هنوز هم در تجربه به طور خاص جنسیتی حس تعهد. آن را هنوز هم مورد است که بسیاری از زنان نمی دانند که دیگری به انجام این کارهای کوچک اگر آنها نیست.) اما که در آن است که همه بعد از شوخی در این مورد ترتیب زیر قرن جنسیتی و قدرت سلسله مراتب ما در حرکت است. در یکی دیگر از زمینه ما می گویند ما نگه داشته پیمایش.

این حس از تکه تکه شدن است که به دور از جدید. برای بیش از 100 سال در حال حاضر, هنرمندان اظهار داشت که مدرن آگاهی شکسته چیزی. در ابتدا آن را صنعتی شدن و سپس جنگ بود که بسیار مخربی آگاهی ما ساخت ما احساس می کنید که کل زنجیره برای زندگی یک خطر ناک مشروط چیز. حوادث بزرگ از نتیجه به سوال به نام منطق و منظور از وجود است. در حال حاضر آن را احساس به عنوان اگر انشعاب از یک زندگی انسانی در می آید کوچکتر pinpricks مداوم حواس پرتی مدون توسط رسانه های اجتماعی شرکت های هر دهکده های نزدیک به کودکانی که هرگز متوجه آنها سازماندهی مجدد راه مردم فکر می کردم فقط با ارائه یک “پلت فرم” برای جوک و chronicling از زندگی حیوانات خانگی. در حالی که مدرنیته ممکن است فکر تکه تکه شدن یک شوک به سیستم در حال حاضر ما در حال آموزش توسط همه ما در زمان حاضر به انتظار آن بود و خود آگاهانه در مورد اثرات آن است.

همه ما می دانیم وجود دارد چیزی برای نگرانی در مورد تسلیم به franticness از آن دوره و به خصوص پس در هنر است. حتی Offill به نظر می رسد به رسمیت شناختن این. او راوی می گوید ما در یک نقطه او نمی با استفاده از رسانه های اجتماعی. آن را می سازد او را به احساس مانند یک موش. “گلوله از محبت! گلوله خشم! لطفا, من, قشنگ!” اما چگونه می توان در حفظ و رمان های نوشته شده مشابه قطعه از احساس دقیقا شبیه به آن ؟


آب و هوا خود را آغاز پاسخ. مجموعه ای در برابر نشانه های جمعی فاجعه حتی زودگذر فرم مانند Offill را لود می شود تا با اهمیت است. همه خبر بد اینجا شناور. گاهی اوقات که با طنز. خواندن که او باید به یاد داشته باشید که همه چیز و همه کس او را دوست دارد منتقل خواهد شد راوی به خودش فکر می کند, “خوبه مرد بیا. همه چیز و همه کس من عشق است ؟ وجود دارد یکی برای مبتدیان شاید؟” اما به عنوان صفحات بروید در یک هیپنوتیزم تغزل طول می کشد بیش از جوک ها. سخنران می یابد و شعر حتی در توصیه هایی برای فاجعه لوازم:

شما باید خود را کوچک و محسوس موارد. برای مثال یک ژنراتور خوب است اما 1,000 BIC فندک بهتر هستند. یک ژنراتور جلب توجه خواهد کرد و اگر وجود دارد هر گونه مشکل اما 1,000 فندک در حال جمع و جور و ارزان و همیشه می توانید معامله شد.

گوگل که گذشته گذشت و شما را پیدا خواهد کرد آن است که یک نقل قول از یک بوسنی مانده که نوشته شده بینش خود را در ق. دیگر مایل معابر این به نوبه خود تا جواهرات را از فوکو نوبل, برنده جایزه دانشمند F. شروود رولند و دموکریت. در واقع وجود دارد بسیاری از نقل قولها در این کتاب عمدتا نسبت داده شده اما برخی پنهان. (من تا به حال به نگاه کردن که بوسنی قول خودم.) این اثر یک بار شما متوجه آن است که یک کولاژ.

این روش می تواند در قرعه کشی اتهام عدم اصالت است. سیزده سال پس از جاناتان Lethem ساخته شده مقاله خود را “وجد نفوذ” از نقل قول از افراد دیگر کار می کنند, آن را هنوز هم ممکن است برای چسبیدن به این ایده که هنر اولین و مهمترین مورد اختراع. یا حداقل یک آرزو است که نویسنده قرار داده شده بود که بسیار بیشتر از خودش در این کتاب به جای برگزاری خود را بینش در طول بازو با توسل به بینش از دیگران است.

سخنران در آب و هوا ممکن است یک دلیل خاص برای بیان خودش در این حالت است: او یک جمع با تجارت پس از او قرار بود پاسخ دادن به پادکست ایمیل. اما حتی اگر او نمی باید حرفه ای ضروری گمان می کنم بسیاری از مردم در حال جمع آوری در حال حاضر. غریزه یک خواننده در یک زمان از فاجعه است برای جزئیات بیشتر. و زمانی که هیچ چیز وجود دارد شما می توانید با راه unseating یک سیاستمدار بازگشت به قطب جنوب به عمق یخ, باز کردن قفل قفس در مرز شما را به عقب نشینی های قدیمی خودداری مورد دانش بودن قدرت است. نه به دلیل آن لزوما است—اما از آنجا که بدون آن وجود دارد واقعا هیچ چیز شما می توانید انجام دهید اما وحشت.

در اوایل رمان لیز می بیند یک کارشناس در تلویزیون چه کسی می گوید که هراس نیست در واقع پاسخ طبیعی ترین انسان ها در مواقع اضطراری است. بیشتر به طور معمول او ادعا می کند آنها مسدود است. آنها نمی روند چه اتفاقی می افتد. او می گوید این است که به نام “بی اعتقادی پاسخ” و سپس می افزاید: “کسانی که زندگی می کنند حرکت می کند.” آنها را اجرا کنید اما بیش از آن است که آنها جمع آوری شده است. آنها جمع آوری منابع. و اگر این منابع به جای اینکه اردوگاه کوره و پتو و کیت کمک های اولیه تنها به ذرات ریز خرد می تواند یکی از اینسو انسو جمع کردن از صدها سال تلاش انسان برای دست و پنجه نرم کردن با انقراض آن باشد. به عنوان مورخ تیموتی اسنایدر—نیز به نقل از اینجا—توصیه می کند: “اگر ما وارد یک فرهنگ از انصراف شما می خواهید به دانستن روانی چشم انداز از زندگی روزانه خود را.” Offill در تلاش است تا نقشه که فقط.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>